عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
78
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
رنجش پيدا كردند ، مطالب او بهطورى ديگر به خاكپاى همايونى رسيد . خدمت يا خيانت فرمانفرما راجع به شخص او است ، از سياقت تاريخنويسان خارج است . خلاصه شاه در ابتدا خواست صدارت را به جناب عليقلى خان مخبر الدوله وزير داخله واگذارد زير بار نرفت ، چه خود را مرد اين كار نمىدانست و عرض كرد اين كار را جناب امين الدوله پيشكار آذربايجان پيش مىبرد . اعليحضرت همايونى از كلام الله المجيد استخاره ميانهء اين سه نفر نمود كه هركدام خوب آمد به صدارت نائل شود . مخبر الدوله ميانه آمد ، نظام الملك بد آمد ، امين الدوله خوب آمد ، لهذا امين الدوله را به طهران احضار كرد . در عشر دوم شوال 14 به طهران آمده به خاكپاى تشرف جست و در سوم ذى قعدة الحرام به رياست وزرا و لقب رئيس الوزرا مخاطب آمد . چون امين الدوله در اغلبى از علوم داخله و خارجه و فنون ديپلماسى و حقوق بين الدول آگهى داشت و به صداقت خدمت همه نوع مراتب و شئونات در دولت يافته بود و مردم يك نوع اميدوارى به او داشتند و در مجلس خود مردمان لوده و مسخره را هرگز راه نمىداد . در فراغت از امور ، صحبتش از علم بود . به خوبى از خدمت راجعه به خود بيرون آمد و دل شاه را از خود راضى داشت و نيابت وزارت عظمى را به ميرزا محسن خان معين الملك پسر خود كه از جملهء دانشمندان اين عهد است سپرد . انعقاد مجلس دربار و رياست امين الدوله روز سهشنبه سوم شهر ذى قعدة الحرام 1314 ، غلامحسين خان وزير مخصوص و وزير دربار اعظم ، برحسب امر مبارك اعلىحضرت شهريارى مجلس دربار اعظم را به تشريفات شايان مرتب داشت . جناب امين الدوله و تمام شاهزادگان عظام و وزراى فخام را اعلام كرده در آن مجلس حضور به هم رسانيدند . در اينوقت وكيل الملك وزير خلوت همايونى ، دستخط مبارك همايونى را در دربار آورده قرائت كرد . مرحوم پدرم ملك المورخين امين الدوله را به اين كلمه « بخّ بخّ لك يا على » تبريك گفت . لطفش در اين است كه اسم جناب امين الدوله ميرزا على خان است .